خرید بک لینک
سه شنبه پیش از ظهر میان پهنهی دشتزمان جلو میرفت قطار برمیگشتکنار هم بودیم در آشیانهی عشق میان واگن سه، درون کوپهی هشت تو شعر میخواندی بلند و بیتشویشو ریختی در من دوباره بیش از پیشتو باورم بودی

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 14:10

نمیدانستم این وحشیترین هم رام خواهد شدنمیدانستم این دل ساکن آن دام خواهد شد نمیدانستم ای صیاد زیبا عطر گل داریو از بوییدنت دنیای من آرام خواهد شد نمیدانستم از هر رد پایت مست و بیپروادلم چون قاصد

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 14:10

ای مثل جان ولی ز وجودم جدا بیا

جانانهای و نازترین دلرُبا بیا

چون آرشم که جان به کمانش نهاده است

جانم به لب رسید ببوسم تو را ... بیا

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 14:10

اقرار کن ای تازهتر از باد بهاریخورشید تَنی، گل نفسی، ماه تباری اقرار کن ای چشمهی زیبایی و احساسآب است و شراب است و مذاب است که داری یک بار به روییدنت اقرار کن ای گلتا ریشه زنم پیش تو چون بوتهی خاری

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 14:10

گل بود و مرا به خنده مهمانی کرد

زخمی شده بودم عشقدرمانی کرد

آغوش بدون خار و گلبوسه و ناز

آرام شکفت و گرده افشانی کرد!

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 14:10

مانند کویر لوت آتش بر تن

خالی ز خداوندم و از اهریمن

احساس جنون و عشق و بیپروایی

چون مار خزیدهاند در حفرهی من

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 14:10

آغوش تو برفی نفست بارانزا

در اوج وجودت هیجانی گیرا

من کوهنوردی که به راه افتاده

باید برود فتح کند آنجا را

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 14:10

یک روز نبرد در میان میگیرد

دستان تو عشق را نشان میگیرد

مانند زره روی تنت میمانم

بازوی تو بوسه بوسه جان میگیرد

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 14:10

با چشم و نگاه و گونهات مأنوسم

پیشانی و لبهای تو را میبوسم

هر جا بروی تجربهات خواهم کرد

من مرد خیابانی نامحسوسم

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 14:10

دوری ز صراط مستقیمش با من

آغوش جهنّم اَلیمش با من

تا کفر مرا درآوری در رفتی

برگرد تو؛ شیطان رجیمش با من

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 14:10

دردانهی مهربان و نازی شده بود

آماده رقص و عشقبازی شده بود

نزدیک شدیم تا ببوسیم ... نشد

آن روز جهان ما موازی شده بود

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 20:04

دیدی نگاهت میکنم، بیوقفه تابیدی

از اولین دیدار فهمیدم تو خورشیدی

هر لحظه با من بینهایت مهربان هستی

از نیمهی تاریک من هرگز نترسیدی

ای گرم و روشن ای پر از احساس آرامش

آغاز من هستی ندارم هیچ تردیدی

مانند یک رنگینکمان میتابی از باران

مانند حسی سبز در هر شاخه از بیدی

نوری که در من زندگی را شعلهور کرده

میخواهمت از دور ای زیبای تبعیدی

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 20:04

در باد موی خویش بیفشان و هی مبند

وقتی رهاترند تو را وصف میکنند

شاداب و بانشاط و پر از زندگی برقص

نامت گل است، با همه زیباییات بخند

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 20:04

کاش میشد

بالهایم را

به عمق کهکشانت

میگشودم

قطرهای از

چشمهی خورشید را

از آسمانت

میرُبودم

از جهان

بیمهری و

تاریکی احساسها را

میزُدودم

کاش میشد

کاش من

مثل تو بودم

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 20:04

موج است و بیقرار به طغیان رسیده استبا یک نسیم عشق به طوفان رسیده است کوهی که صخره صخره خودش را به باد داددر عمق خود به معدن عصیان رسیده است در ذهن خاک رویش سبزی ست از بهاردر این کویر، موسم باران رسید

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 20:04

تو بهاری

و من یک دشت

پر از دانههای

دوستت دارم

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 20:04

بخند ای گل زیبا چه نازنین هستیمیان اینهمه شک عطری از یقین هستی زلال چشمهی عشقی و من عطش دارمتو بهترین فوَران از دل زمین هستی دلم به سرخترین شکل خود درآمده استتپش تپش که در این

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 20:04

گفتی که اضافیاند و خود میدانند

دستان تو در خواب اگر بیجاناند

در خواب مرا سخت در آغوش بگیر

دستان تو عاشقانه سرگرداناند

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 20:04

پروانه پرید و رفت با بال خودش

بر روی گلی نشست در حال خودش

ای کاش در آغوش تو بودم ای گل

ای کاش بهشت هر کسی مال خودش

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 20:04

بردی مرا به اوج تماشای آسمانابری سپید بودی و گفتی مرا بپوشچون باد عاشقانه وزیدی به جان منباران شدی؛ ترانه سرودی مرا بنوش نوشیدمت شراب شدی در وجود منآتش شدم تمام تنم شعلههای تو سترفتم ز خویش و هستم و

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 20:04

صفحه بندی